تبلیغات
قاصدک - زندگی از نگاه اسکندر مقدونی
 
قاصدک
به دنیا زانو نخواهم زد ، حتی اگر آسمان به کوتاهی قامتم شـود . . .
درباره وبلاگ


سلام به خداوندی که ما را لایق زمین دانست
و
سلام به مهری که در دل‌هامان جاری‌ست
سلام به امید، آینده، امروز، دیروز، فردا
سلام به تو که از روح خدایی و برای بهشتی زیستن به این زمین آمدی
سلام به هابیلیان،
سلام به عشق،
سلام به صفا و صداقت،
به بی‌ریایی و به هر آدم خوبی
که ترجمه و تعریف دوستی را به نیکی
به زیبایی
به خدای گونگی در زندگی رسم کرده
سلام به زندگی
زندگی سلام

زندگی رویش یك حادثه نیست
زندگی رهگذر تجربه هاست
تكه ابری است به پهنای غروب
آسمانی است به زیبایی مه
زندگانی چون گل نسترن است
باید از چشمه جان ابش داد
زندگی مال ماست
خوب وبد بودن ان
عملی از من و ماست
پس بیا بیفشانیم همه بذر خوبی و صفا و بگووییم به دوست
معنی عشق و حقیقت چه نیكوست




مدیر وبلاگ : رویــــــــــــــــــــا
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دانلود آهنگ


مورخان می‌نویسند: اسکندر روزی به یکی از شهرهای ایران (احتمالا در حوالی خراسان) حمله می‌کند. ولی با کمال تعجب مشاهده می‌کند که دروازه آن شهر باز می‌باشد و با اینکه خبر آمدن او در شهر پیچیده بود مردم بدون هیچ هراسی مشغول زندگی عادی خود بودند.

باعث حیرت اسکندر شد زیرا در هر شهری که سم اسبان لشگر او به گوش می‌رسید عده‌ای از مردم آن شهر از وحشت بیهوش می‌شدند و بقیه به خانه‌ها و دکان‌ها پناه می‌بردند، ولی اینجا زندگی عادی جریان داشت.

===================================

اسکندر از فرط عصبانیت شمشیر خود را کشیده و زیر گردن یکی از مردان شهر می‌گذارد و می گوید: من اسکندر هستم. مرد با خونسردی جواب می‌دهد: من هم ابن عباس هستم.

اسکندر با خشم فریاد می‌زند: من اسکندر مقدونی هستم، کسیکه شهرها را به آتش کشیده، چرا از من نمی‌ترسی ؟!

مرد جواب می‌دهد: من فقط از یکی می‌ترسم و او هم خداوند است.

اسکندر به ناچار از مرد می‌پرسد: پادشاه شما کیست؟

مرد می‌گوید: ما پادشاه نداریم.

مرد می‌گوید: ما فقط یک ریش سفید داریم و او در آن طرف شهر زندگی می‌کند.

اسکندر با گروهی از سران لشکر خود به طرف جایی که مرد نشانی داده بود، حرکت می‌کنند در میانه راه با حیرت به چاله‌هایی می‌نگرد که مانند یک قبر در جلوی هر خانه کنده شده بود. لحظاتی بعد به قبرستان می‌رسند، اسکندر با تعجب نگاه می‌کند و می‌بیند روی هر سنگ قبر نوشته شده: ابن عباس یک ساعت زندگی کرد و مرد. ابن علی یک روز زندگی کرد و مرد ابن یوسف ده دقیقه زندگی کرد و مرد! اسکندر برای اولین بار عرق ترس بر بدنش می‌نشیند.
با خود فکر می‌کند این مردم حقیقی‌اند یا اشباح هستند؟ سپس به جایگاه ریش سفیده ده می‌رسد و می‌بیند پیر مردی موی سفید و لاغر اندام در چادری نشسته و عده‌ای به دور او جمع هستند.

اسکندر جلو می‌رود و می‌گوید: تو بزرگ و ریش سفید این مردمی؟

پیر مرد می‌گوید: آری، من خدمت‌گزار این مردم هستم!

اسکندر می‌گوید: اگر بخواهم تو را بکشم، چه می‌کنی؟

پیرمرد آرام و خونسرد به او نگاه کرده می‌گوید: خب بکش! خواست خداوند بر این است که به دست تو کشته شوم!
اسکندر می‌گوید: و اگر نکشم؟

پیرمرد می‌گوید: باز هم خواست خداست که بمانم و بار گناهم در این دنیا افزون گردد.

اسکندر سر در گم و متحیّر می‌گوید: ای پیرمرد من تو را نمی‌کشم، ولی شرط دارم.

پیرمرد می‌گوید: اگر می‌خواهی مرا بکش، ولی شرط تو را نمی‌پذیرم.

اسکندر ناچار و کلافه می‌گوید: خیلی خوب، دو سوال دارم، جواب مرا بده و من از اینجا می‌روم.

پیرمرد می گوید: بپرس!

اسکندر می‌پرسد: چرا جلوی هر خانه یک چاله شبیه قبر است؟ علت آن چیست؟

پیرمرد می‌گوید: علتش آن است که هر صبح وقتی هر یک از ما که از خانه بیرون می‌آییم، به خود می‌گوییم: فلانی! عاقبت جای تو در زیر خاک خواهد بود، مراقب باش! مال مردم را نخوری و به ناموس مردم تعدی نکنی و این درس بزرگی برای هر روز ما می‌باشد!

اسکندر می‌پرسد: چرا روی هر سنگ قبر نوشته ده دقیقه، فلانی یک ساعت، یک ماه، زندگی کرد و مرد؟!

پیرمرد جواب می‌دهد: وقتی زمان مرگ هر یک از اهالی فرا می‌رسد، به کنار بستر او می‌رویم و خوب می‌دانیم که در واپسین دم حیات، پرده‌هایی از جلوی چشم انسان برداشته می‌شود و او دیگر در شرایط دروغ گفتن و امثال آن نیست!
از او چند سوال می‌کنیم:
چه علمی آموختی؟ و چه قدر آموختن آن به طول انجامید؟
چه هنری آموختی؟ و چه قدر برای آن عمر صرف کردی؟
برای بهبود معاش و زندگی مردم چه قدر تلاش کردی؟ و چقدر وقت برای آن گذاشتی؟

او که در حال احتضار قرار گرفته است، مثلا" می‌گوید: در تمام عمرم به مدت یک ماه هر روز یک ساعت علم آموختم، یا برای یادگیری هنر یک هفته هر روز یک ساعت تلاش کردم. یا اگر خیر و خوبی کردم، همه در جمع مردم بود و از سر ریا و خودنمایی! ولی یک شبی مقداری نان خریدم و برای همسایه‌ام که می‌دانستم گرسنه است، پنهانی به در خانه‌اش رفتم و خورجین نان را پشت در نهادم و برگشتم!
بعد از آن که آن شخص می‌میرد، مدت زمانی را که به آموختن علم پرداخته، محاسبه کرده و روی سنگ قبرش حک می‌کنیم: ابن یوسف یک ساعت زندگی کرد و مرد!
یا مدت زمانی را که برای آموختن هنر صرف کرده محاسبه، و روی سنگ قبرش حک می‌کنیم: ابن علی هفت ساعت زندگی کرد و مرد و یا برای بهبود زندگی مردم تلاشی را که به انجام رسانده، زمان آن را حساب کرده و حک می‌کنیم: ابن یوسف یک ساعت زندگی کرد و مرد. یعنی، عمر مفید ابن یوسف یک ساعت بود!
بدین‌سان، زندگی ما زمانی نام حقیقی بر خود می‌گیرد که بر سه بستر، علم، هنر، مردم، مصرف شده باشد که باقی همه خسران و ضرر است و نام زندگی آن بر نتوان نهاد!

اسکندر با حیرت و شگفتی شمشیر در نیام می‌کند و به لشکر خود دستور می‌دهد: هیچ‌گونه تعدی به مردم نکنند و به پیرمرد احترام می‌گذارد و شرمناک و متحیر از آن شهر بیرون می‌رود!

راستی فکر می‌کنید؛ اگر چنین قانونی رعایت شود، روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت؟

لحظاتی فکرکنیم... بعد عمر مفید خود را محاسبه کنیم!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 8 اسفند 1390 06:13 ب.ظ
salam doste aziz khaste nabashi mesle hamishe matalebet jalebo khandanio amozande hastan motasefane man hanoz naresidam ap konam veblagamo movafagh bashi
چهارشنبه 26 بهمن 1390 09:22 ق.ظ
سلام دوست عزیز آپم و منتر نگاههای گرمتون
دوشنبه 24 بهمن 1390 09:28 ب.ظ
سلام، راست میگه وفا قر کمرم حرف نداره!
از اونای هستم وقتی میرم وسط همه با این شعار همراهیم میکنند:
« این کمره یا فنره».
خداقوت_پیمان
دوشنبه 24 بهمن 1390 09:13 ب.ظ
عجب آهنگ توپی ایول جیگر
دوشنبه 24 بهمن 1390 06:46 ب.ظ
سلااااااااااااااااااااام رویاجووووووووووووونم
به به چه آهنگه شادی!!!
دلمون شاد شد
دوشنبه 24 بهمن 1390 05:04 ب.ظ
`````````````````````````````1¶¶¶¶¶¶¶
````````````````````````````¶¶111111¶¶```01¶¶¶¶¶¶
````````0``````````````````¶¶11111111¶¶¶¶¶¶10```¶¶
``````¶¶¶¶¶¶¶10```````````¶¶1111111111¶¶````````0¶
`````¶¶````01¶¶¶¶0`11¶¶¶¶¶¶11111111111¶¶11```````¶0
````¶¶```````````````````0¶1111111¶11111111¶¶111111¶¶
````¶1````````````````````¶¶111111¶111111111¶¶11111¶¶
````¶¶````````````````````0¶¶¶¶¶¶¶¶¶1111111¶1111111¶¶
````0¶¶0`````````````````````01100`0¶¶¶¶¶1¶¶111111¶¶
````¶¶0``````````````````````````````011¶¶1111111¶¶
```¶¶0```````````````````````````````````¶¶¶111¶¶¶¶
``0¶1`````````````````````````````````````0¶¶¶¶100¶¶
``¶¶``````````````````````````````````````````````1¶1
``¶1`````````010````````````````````````````````0¶¶¶¶¶1
¶¶¶¶1¶¶0````0¶¶¶0`````````````````````1¶¶0``````````¶¶
``0¶0````````¶¶¶0`````````````````````¶¶¶¶``````````¶1
```¶¶`````````0``````````011110```````1¶¶````````01¶¶11
`1¶¶¶¶¶``````````````````¶0``0¶````````````````````¶¶
1¶¶¶1¶¶``0``00```````````011110`````````111110`000¶¶¶¶¶
¶1011¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶1`````````````````````¶¶10001¶¶1¶¶¶¶¶¶¶
101¶¶10¶¶```````¶¶¶¶¶¶¶10````````11¶¶¶¶````````¶¶101101
01¶111¶¶`````````¶11111¶¶¶¶0``1¶¶¶¶¶¶¶0`````````¶000010
110011¶0``````0`1¶11111111¶¶¶¶¶1111111¶100``````¶10¶101
1101¶0¶¶````0¶¶¶¶1111111111111111111111¶¶¶¶0``0¶¶101111
¶¶01¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶11111111111111111111111111111¶¶¶¶1¶¶01¶¶1
000001¶111111111111111111111111111111111111111111¶101¶0
000¶10¶¶1111111111111111111111111111111111111111¶10001¶
````¶¶111¶¶¶11111111111111111111111111111111¶¶¶111¶¶¶00
````¶¶00001¶¶¶11111111111111111111111111111¶¶111¶11¶0
`````0¶¶¶¶`````1¶¶¶1111111111111111111¶¶¶0``1¶¶1¶¶0
```````¶¶````````1¶¶¶111111111111111¶¶¶0``````¶¶
```````1¶``````````0¶¶¶11111111111¶¶¶0````````0¶
````````¶1````````````1¶¶111111¶¶¶1```````````0¶
`````````` ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶11¶¶¶¶¶111¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶

دوشنبه 24 بهمن 1390 12:30 ب.ظ
سلام اپم دوست من منتظرتم نظر یادت نره
دوشنبه 24 بهمن 1390 12:09 ب.ظ
بهم سر بزن خیلی دلم برات تنگ شده
دوشنبه 24 بهمن 1390 12:08 ب.ظ
سلاااااااااااااااام عزیزم نگفتی برگشتی کجایی خانوممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوشنبه 24 بهمن 1390 11:18 ق.ظ
دوشنبه 24 بهمن 1390 11:17 ق.ظ
پست بلند و طولانی رو کسی نمیخونه
خیلی کم میخونن
سعی کن پستات کوتاه و مفید باشه
این پستت مفیده ولی کوتاه نیست
دوشنبه 24 بهمن 1390 07:29 ق.ظ
_____ (¯ `•?.•´¯)
_____ (_.•´/|\`•._)
_______ (_.:._)__(¯`:´¯)
__(¯`:´¯)__¶__(¯ `•.?.•´¯)
(¯ `•??.•´¯)¶__(_.•´/|\`•._)
(_.•´/|\`•._)¶____(_.:._)_¶
__(_.:._)__ ¶_______¶__¶¶
____¶_____¶______¶__¶¶ ¶¶
_____¶__(¯`:´¯)__¶_¶¶¶¶ ¶¶¶¶
______(¯ `C.?.•´¯)_¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶
______(_.•´/|\`•._)¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶
_______¶(_.:._)_¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶
¶_______¶__¶__¶¶¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶
¶¶¶______¶_¶_¶¶¶¶(¯`:´¯)¶¶¶¶¶
¶¶¶¶¶(¯`:´¯)¶ _¶(¯ `•K?.•´¯)¶¶¶
¶¶¶(¯ `Y.?.•´¯ )¶ (_.•´/|\`•._)¶
¶¶¶(_.•´/|\`•._) ¶¶ _ (_.:._)¶¶
¶¶¶¶¶¶(_.:._)¶¶¶_ ¶¶¶¶ ¶¶¶
__¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶(¯`:´¯) ¶¶ ¶¶¶
______¶¶¶¶¶(¯ `•.?.•´¯)¶¶ ¶¶¶
____¶¶¶¶ ¶¶ (_.•´/|\`•._)¶¶¶ ¶¶¶
___¶¶¶¶ ¶¶¶¶ ¶ (_.:._)¶__¶¶¶ ¶¶
___¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶_¶¶¶ ¶¶¶___¶¶ ¶¶
_¶¶¶¶ ¶¶¶¶___¶¶¶ ¶¶¶¶____¶¶¶
¶¶¶¶¶¶¶¶____ ¶¶¶ ¶¶¶¶_____¶
---------¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶---------
---------¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶---------
---------¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶---------
___|___|___|_____|___|___|___|___|__
__|___|___|____|___|___|____|__|__
___|___|___|____|___|___|_|__|___
دوشنبه 24 بهمن 1390 01:11 ق.ظ
تا شقایق هست زندگی باید کرد ...
امید که در یادداشت بعدی شما بتوان انرزی عشق به زندگی در روی زمین را دریافت و شما را با شادی بیشتری احساس تان کنیم
چند روزی که در این مرحله مهلت داری

خوش بیاسا که زمان این همه نیست ...
یکشنبه 23 بهمن 1390 09:37 ب.ظ
پیمان رو بیخیال آهنگ وبلاگت رو عشقه... حالا وقتشه پیمان رو بندازیم وسط قر کمرش حرف نداره....
یکشنبه 23 بهمن 1390 09:37 ب.ظ
واقعا عشق منی!!!!!
خودت حدس بزن
رویــــــــــــــــــــا ?????????????????????????
یکشنبه 23 بهمن 1390 03:27 ب.ظ
راستی 22 بهمنت very good یادم رفت تبریک عرض کنم دیروز رفتیم جات خالی کامیون کامیون کیک و ساندیس پخش میکردن
یکشنبه 23 بهمن 1390 02:53 ب.ظ
سلام!!! کم لطف شدید، کمتر به وبم سر میزنین!!!!
همیشه آرزویه موفقیت براتون دارم
راستی به وبم سر بزن که مسابقه جمله سازی با جایزه گذاشتم!
جمله خنده بسازیدریا، بخندیم، ببرید
شنبه 22 بهمن 1390 08:07 ب.ظ
اگر ما به مشکل امروزمان غصه ی دیروز و اضطرابه فردا را اضافه نکنیم- مشکل امروز ما هر چه باشد حل شدنیست...
**امام علی (ع)**
شنبه 22 بهمن 1390 06:34 ب.ظ
سلام، داستان جالبی بود.
در کل داستانها زیاده خواننده کم.
حالا ما بی وفایم>!!!؟؟؟ حالا میری جلوی بعقیه گله میکنی ازمون؟!!! باشه
خداقوت_پیمان
شنبه 22 بهمن 1390 06:30 ب.ظ
داستان قشنگی بود
خیلی حکیمانه است
ولی واقعی نیست
ناراحت نشو رکم
شنبه 22 بهمن 1390 05:56 ب.ظ
سلام
منم نظرمو درباره اسکندر بگم
اسی زورش خیلی زیاد بوده آریوبرزن سردار ایرانی رو توی فارس زد لت و پار کرد و کل ایرانو گرفت و بعدش مصر و هند رو هم گرفت خیلی پدر سوخته بوده اصلیتش یونانی بوده و مال مقدونیه/داریوش رو با اون همه عظمت ناکار کرد حالا خوب شد تخت جمشیدو خراب نکرد/
این نظر من درباره اسی مقدونی بود /
شنبه 22 بهمن 1390 09:28 ق.ظ

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام
سلاااااااااااااااااااااااااام
سلاااااااااااااااااااام
سلااااااااااااااام
سلاااااااااام
سلاااااام
سلاااام
سلاام
سلام
.♥
.♥
..♥
...♥
....♥
.....♥
......♥......................♥...♥
..........♥.............♥............♥
..............♥.....♥...................♥
...................♥.....................♥
................♥......♥..............♥
..............♥.............♥....♥
.............♥
...........♥ آپم منتظرتم
.........♥
......♥
....♥
..♥
.♥
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
┊    ┊┊  ┊┊ ✿
┊نظر ┊┊ ✿✿
┊یادت ┊┊  
┊نره ✿✿

شنبه 22 بهمن 1390 12:51 ق.ظ
salam
dg up mikonin nemigin da osun:(
man khodam umadam va khundam kheyli jaleb bud ajab ganunayi gozashte.....
age shoma khabaram nadin ma por ru hastim khodemun miayim....
جمعه 21 بهمن 1390 05:48 ب.ظ


جمعه 21 بهمن 1390 05:47 ب.ظ
واااااااااااااااااای من که میگم مگه خوده خدا بهم رحم کنه...چقدر در کاره خدا فکر کردیم علمم0 هنر 10ثانیه اونم یالا داره به 10 ثانیه رسیده باشه! مردمم که 0
رو سنگ قبره من اگه اونجا بودم مینوشتن فلانی هفت هشت ثانیه زندگی کرد و مرد...

امیدوارم عمر مفیده شما 120سال باشه رویاجووووون...
آپت قشنگ بود عزیزم...
جمعه 21 بهمن 1390 05:08 ب.ظ
این حکایت بلند اندیشی و وارستگی قومی هست امروزه او را به هزاران تهمت متهم میکنند ما همانانی هستیم که به دنیا درس زندگی دادیم...
جمعه 21 بهمن 1390 02:53 ب.ظ
سلام.ممنونم همچین بر شما مبارک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.